سلام ،
باز اومدم با یه دنیا که توش گلای شقایق ،به خاطر چشم انتظاری گریونن ،
باز اومدم با یه دنیا که توش یاسای سفید ،زانوی غم بغل کردن ،
باز اومدم ...
ماه بانو از برگشتنت ۲روز میگذره ،۲روز که برای من ۲قرن گذشت ...
ممنونم که اومدی و منو تو این شرایط تنهام نذاشتی ،اما خوب چه کنم که دلم طاقت دوریتو
نداره ،میدونی ماه بانو تو باغبون تمام گلهای عشق و محبتی ،عشق و محبتی که پاک و
خالصانه هست ،چیزی که تو این دنیای بزرگ خیلی کمه ...
نمی دونم چه جوری باید جبران محبت هاتو بکنم ،اما اینو بدون اگه روزی جونمو بخوای
بدون سوال بهت میدم ،فکر می کنم که اینو تا به حال بهت ثابت کردم که برای تو از جونم
مایه می ذارم هر چند که میدونم در مقابل مهر و محبتای تو خیلی کمه ...
و در انتها با اجازه تو ماه بانوی گلم میخوام یه صحبت کوچیک با چندتا از دوستای مهربونم
بکنم ...
ساناز عزیزم (نویسنده وبلاگ ای سودا)دوست خوب من، نمی دونم چه جوری ازت تشکر کنم
بابت تمام خوبیهایی که به من کردی و سنگ صبورم بودی در این مدت نچندان کم دوستیمون .
ازت یه دنیا ممنونم ،

و یکی دیگه از بهترین دوستای من که تقریبا همه دوستایی که وبلاگ منو می خونن باهاش
اشنایی دارن ،مانای عزیزم هست .مانای گلم ممنونم که همیشه کمکم کردی تو مسایل
مختلف از غالب وبلاگ بگیر تا مسایل زندگی،ازت یه دنیا سپاسگزارم 

انیتا ،نیلوفر ،البا خوبم از بابت نامه ها و تلفنهاتون ممنونم ،
از کلیه دوستای گلم که دیگه تک تک اسم نمی یارم ممنونم بابت صحبتای قشنگی که در مسنجر
با من میکنید و از لطفتون بینهایت سپاسگزارم 
و در انتها روی صحبتم با کسیه که میدونه منو چشم انتظار خودش گذاشته ،امیدوارم هر چه زودتر
این انتظار به پایان برسه ،میدونم که وبلاگمو میخونه برای همین جا می گم که دوستش دارم و
هم من و هم ماه بانو منتظرشیم .
به امید اینکه همه امسال سال خوبی را داشته باشن و به همه ارزوهاشون برسن،
نه دل کسی را بشکونن ونه کسی دلشونو بشکونه .
نه به انتظار بشینن ونه کسی راچشم انتظار بذارن ،
و ...



